تاریخ : جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠
نویسنده : hjkhy(masoume)
نظرات ()

سلام ...

امروز کلا بیکارم پشت سر هم دارم آپ میذارم...

اینم پارت 4 love 4 ever

امیدوارم خوشتون بیاد...

ادامه........




 

از در که اومدم بیرون جون سورو دیدم بغلم کرد و گفت...

جون سو:مانیا جون خیلی خوشگل شدی داری کجا میری؟؟؟

من:دارم میرم به خواهرم سر بزنم... وقتی برگشتم میام دنبالت تا با هم بریم پارک ...باشه... فعلا" خداحافظ


 

Part 4

وارد شرکت شدم یه اقایی اومد جلو بهم سلام کرد و گفت که امروز یه سر برم

توی اتاقش با هام کار داره فهمیدم که منو با مینا اشتباه گرفته ولی به روی

خودم نیاوردم بهش گفتم بعدازتموم شدن کارم بهش سر می زنم رفتم توی

 دفتر مینا دیدم نیست داشتم از فضولی می ترکیدم...

من:فکر کنم آقای کیم باشه مشخصاتی که مینا داده بود خیلی به این می خوره

 حالا میرم دیگه بادا باد...

درزدم

آقای کیم:بله بفرمایید...

من:میتونم بیام داخل؟؟؟

مدیر کیم:حتما" بفرما...

وقتی رفتم داخل یه پسر جوونو دیدم که داشت با مدیر کیم صبحت می کرد با

 وارد شدن من خداحافظی کرد و رفت بیرون

کیو:مینا تو همین الان داخل اتاق مدیر کیم نبودی

من:من؟؟؟ نه من که تازه اومدم...

کیو:اما من همین الان تورو اونجا دیدم...

من:توهم زدی احتمالا اشتباه گرفتی...

.

.                                                              

من:ببخشید میشه بگید با من چی کار داشتید؟؟؟

مدیر کیم:می خواستم بدونم اگه موافق باشید آخر این هفته با بچه ها بریم به مزرعه ی من... نظرتون چیه؟؟؟

من:خیلی خوبه باشه...

مینا رو که پیدا نکردم... به خاطر قولم به جون سو سریع بر گشتم خونه به مینا پیام دادم سریع تر بیاد خونه...

شرکت

مینا:بچه ها امروز تمرین ندارین...

اس اس:ایول...

یونگی:خیلی خوبه پس بهتره بریم بیرون...

جونگی:من میرم دنبال مدیر کیم...

هیون:نه بابا نمی خواد بری دنبالش اگه بیاد دیونم می کنه که چرا تمرین نمی کنین...

جونگی:پس کی حساب کنه...

اس اس:مینا حساب میکنه...

مینا:چرا من همون بهتره برین دنبال مدیر کیم...

یونگی:تو هستی مدیر کیم می خوایم چیکار...

کیو:خسیس بازی در نیار چیز گرون سفارش نمی دیم...

مینا:قضیه این نیست من باید زودتر برم خونه...

جونگی:عیبی نداره کارت اعتباریتو بده به ما بعد هرجا می خوای بری برو...

هیونگ:جونگی زشته... پررو نشو...

جونگی:کجاش زشته از وقتی شروع به کار کرد هنوز واسمون چیزی نخریده...

مینا:نخردیدم که نخریدم... تو کی واسه من چیزی خریدی که من واست بخرم...اصلا میدونی چیه اگه واسه اینا یه چیزی بخرم واسه تو نمی خرم بچه ها بزارید واسه وقتی که خودم هم همراتون بودم...

جونگی:دیدی هیون بالا خره باید میرفتم دنبال مدیر کیم...

خونه

مینا:سلام من اومدم... کجایین؟؟؟

جون سو:سلام...

مینا:تو دیگه کی هستی کوچولو؟؟؟

جون سو:خاله مانیا منو نمیشناسی...

مینا:چه خاله خاله هم می کنه...

من:سلام مینا...اومدی؟؟؟ معرفی می کنم این جون سو دوست منه.جون سو اینم خواهر دوقولوم میناست...

جون سو:یعنی چی خاله؟؟؟ پس چرا من تاحالا ندیدمش؟؟؟

من:چون اون وقتی تو خوابی میره سر کارش... حالا که دیدیش بهش سلام کن...

جون سو:سلام کردم...

من:مینا امروز اومدم کمپانیتون... با مدیر کیم ملاقات کردم... دعوتمون کرد که اخر این هفته با بچه های گروه بریم بیرون... منم دعوتش و قبول کردم... فکر کنم منو با تو اشتباه گرفت... منم به روی خودم نیاوردم...

مینا:خیلی ممنون از این که تو کارام فوضولی می کنی...

من:مگه بد کاری کردم؟؟؟کارت رو کم کردم... حالا دیگه از دستش راحت شدی...

مینو:خانوم ها انقدر حرف نزنید بیاید شام بخورید...

من:جون سو مامانت زنگ زد و گفت وقت خوابته وسریع تر بری بالا... خداحافظ عزیزم... بعدا می بینمت...

جون سو:شب بخیر خاله جون خواب های خوبی ببینی...

من:تو هم همین طور عزیزم...

.

.

منتظر ادامه باشین...

دوستون دارم...

بای بای


برچسب‌ها: love 4 ever
آخرین مطالب
   
 
متن دلخواه شما