love 4 ever part 12

بالاخره دعوا ها تموم شد....

هیونگ: میز شام آماده است..بیاید شام بخوریم...

یونگی: پیشنهاد خیلی خوبیه چون من دارم از گرسنگی میمیرم...

یه میز بزرگ توی سالن  بود که روش پر شده بود از غذاهای خوشمزه با کلی دسر...

همه پشت میز نشستیم شروع کردیم به غذا خوردن که هیونگ گفت

- هیون پاشو برو دنبال کیو و هانا بیان شام بخورن

هیون: باشه الان میرم...

هیونم که به خودش زحمت نداد از پله ها بره بالا و از همون پایین داد میزد

- هی کیو جونگ بیاین شام بخورین...غذا سرد شد...

هیونگ: اگه میخواستم از اینجا صدا کنم خودم زبون داشتم....

هیون: خوب حالا...چه فرقی میکنه بالاخره صدامو شنید دیگه...

جونگی: امشب تنها شبیه که میتونیم این دوقلو هارو از هم تشخیص بدیم...با اون باندی که روی سر میناست دیگه اونارو با هم اشتباه نمیگیریم...

من: اگه اشتباه میگرفتی که دیگه خیلی خنگ بودی...

کیوجونگ بعد از چند دقیقه اومد تازه متوجه حضور ما توی خونشون شد...با همه احوال پرسی کرد...وقتی چشمش به من افتاد جاخورد...معلوم بود که ترسیده که من حرفی زده باشم....

بعد از شام هم که همه دور هم جمع شده بودیم و حرف میزدیم که هیونگ گفت

- خوب میخوام امشب یه خبر خوبی رو به همتون بدم

من: دوست شدن تو با مینو خبر خوبیه؟؟!!

یهه خورده چپ چپ نگام کردو گفت: چرا سورپرایزمو خراب کردی؟؟

من: این دیگه چه جور سورپرایزیه همه که خبر داشتن...

جونگی: راست میگه دیگه...همه میدونن نمیگفتی سنگین تر بودی...به هرحال تبریک...

مینو: ممنون ولی چرا انقدر به هیونگ گیر میدین؟؟!!

جونگی: عذر میخوام نمیدونستم هرکی بهش حرفی بزنه شما محاکمه اش میکنین...

هیونگ واسه جونگی زبون درآورد و رو به مینو گفت

- ممنون عزیزم..

مینو: حالا تو هم پررو نشو...

همه زدن زیر خنده...بعد از کلی صحبت و خنده مینو گفت بهتره که بریم خونه...

من تو گوشش گفتم: چقدر عجله میکنی؟؟؟

مهراوه: باشه بریم...باید مینا رو ببریم تا یکم استراحت کنه...

وقتی داشتیم میرفتیم خونه هیون رو به مینا گفت

هیون: نمیخواد شما فردا بیاین شرکت...من با مدیر کیم صحبت میکنم وقتی حالتون خوب شد برگردین سر کارتون....

رسیدیم خونه...من سریع لباسمو عوض کردم و تلویزیونو روشن کردم...داشت آهنگ no other از سوپر جونیور رو پخش میکرد...آهنگ خیلی باحالیه من دوسش دارم...شروع کردم به رقصیدن....

مینا: هی دختر...مگه دیوونه شدی؟؟ چته؟؟

من: نه بابا...بالاخره باید یه جوری این شامی که خوردیمو هضمش کنیم...مینا چرا نمیای برقصی...؟؟!!

مهراوه: نه خواهشا...اگه امشب اینجوری برقصه مطمئنا دست و پاش هم میشکنه...

وسط رقص بودم که تلویزیون خاموش شد...

مینو: دیگه وقته خوابه..باقی رقصتو بذار واسه فردا

من: چشم قربان...هرچی شما بفرمایید....

اینم از این قسمت...امیدوارم خوشتون اومده باشه...

تا ادامه و قسمت بعد

باباییییییییییی....

/ 6 نظر / 11 بازدید
محبوبه

میتونی ....یعنی وقت داری .....یا اینکه حوصله داری قسمت بعدی رو بزاری [پلک] معصومه دارم کور میشم برم بخوابم دعا کن که خوابشو ببینم یه مدتی که ندیدم دارم شفت میشم[خواب] هر شب به امید اینکه خوابشو ببینم میخوابم[خمیازه] [گل][گل][گل][گل][گل][خداحافظ] راستی منتظرم

محبوبه

دیوانه امکان دیدنشون کمه با چه امیدی میخواهی بری ببینیشون

محبوبه

باشه .....برو پیششووووووووووون.... خیر ببینی[تایید] چی زن جونگی ؟من تا اونجایی که میدونم جونگی زن نگرفته اگر فکر میکنی عاشق جونگی شده باشم چچچچچچچچچ محاله چون فایده ای نداره من فقط به اون به عنوان اینکه طرفدار دابل اس هستم ازش خوشم میاد البته شخصیتش .... مگه جونگی تو گروه دابل اس نبود ... پس باید طرفدار اونم باشم اگه جونگی زن گرفته حتما اینو بهش بگوووووووو که از دست من دلخور نشه[خداحافظ]

محبوبه

باشه .....برو پیششووووووووووون.... خیر ببینی[تایید] چی زن جونگی ؟من تا اونجایی که میدونم جونگی زن نگرفته اگر فکر میکنی عاشق جونگی شده باشم چچچچچچچچچ محاله چون فایده ای نداره من فقط به اون به عنوان اینکه طرفدار دابل اس هستم ازش خوشم میاد البته شخصیتش .... مگه جونگی تو گروه دابل اس نبود ... پس باید طرفدار اونم باشم اگه جونگی زن گرفته حتما اینو بهش بگوووووووو که از دست من دلخور نشه[خداحافظ]

محبوبه

نمیدونم چرا دو بار اومد ...جالب اینجاست که خودم تازه فهمیدم

مهدیس

وای من چقدردیراومدممممممممممممممممم[تعجب]شلمنده اجی[ناراحت] اجی من این داستانویادم نرفته میدونی اخه بعداون کاری که اون دختره هانا...[عصبانی]وای دلم میخواست کیولگدمالش کنه یه ذره دلم خنک بشه[عصبانی]اوففففففففففففف[ابرو] خدااااااااااداداچم یه مشتم بزنه کافیه هااااااااا[ناراحت]خودم میکشمش[ابرو] اجییییییییییییییی چراوب نیستی جوابموحتمابده باشه؟؟[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب] [ماچ][ماچ]برای اجیه خودم معصومه جونمممممممممم[ماچ][ماچ] [قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]