love 4 ever part 16

خونه دابل اس/

هانا: کیوجونگ بیدار شو میز صبحانه رو چیدم...بچه هارو بیدار کنین با هم بیاین پایین

کیوجونگ: من میخوام دوش بگیرم...خودت بیدارشون کن

هانا رفت تا بچه هارو بیدار کنه

هانا: هیون بیدار شو دیرتون شده...

هیون با شنیدن این جمله یهو پرید

هیون: چی؟؟؟ مگه ساعت چنده؟؟؟

هانا: 7 اینو گفتم تا سریع تر بیدار شی...من میرم جونگ مینو بیدار کنم

هیون: بهت پیشنهاد میدم که اینکارو نکنی

هانا گوشیشو ورداشت و چندبار به جونگ مین زنگ زد تا بالاخره گوشیو گرفت

باعصبانیت: بله...بفرمایید

هانا: جونگ مین بیدار شو بیا پایین صبحونه بخور.

جونگی: مگه شما کجایین؟

_هیچ جا...خونه ایم...

_ پس چرا زنگ زدی؟؟

_ دستم بند بود نتونستم بیام بالا بخاطر همین زنگ زدم

_ باشه الان میام

بعد از خوردن صبحانه همشون رفتن شرکت

شرکت/

یونگی: امیدوارم امروز خودش بیاد

هیونگ: مطمئن باش خودش میاد اگه هم نیاد دیگه اونو نمیفرسته

جونگی: راستی هیونگ...!! تو  کی رفتی اونجا ما نفهمیدیم....؟؟!!

هیونگ: مگه هرجا میرم شما باید خبر داشته باشین؟؟

جونگی: معلومه هویج , از وقتی دوست دختر گرفتی زبون در آوردی من میگم تو بی ظرفیتی اینا باور نمیکنن...

کیو: سلام مدیر کیم.....

همه برگشتن و به مدیر کیم سلام کردن

مدیر: امروز مینا برنامه کنسرت تون توی کره رو واسم آورد...زمانش تغییر کرده...2هفته دیگه است...

بچه ها: چی؟؟؟؟؟!! دو هفته دیگه؟؟!! چقدر زود.....!!!

هیون: مدیر بچه ها هنوز خوب آماده نیستن...

مدیر کیم: میدونم ...ما از امروز تبلیغات رو شروع میکنیم...شما هم باید خودتونو آماده کنید...از امروز ساعت های تمرینتون فشرده تر میشه....حالا شما برید مینا توی دفترش منتظرتونه...

یونگی: یعنی خودش اومده؟؟؟

همه با هم رفتن توی دفتر مینا.....

مینا: سلام...

بچه ها: سلام چه عجب شمارو دیدیم....

جونگی: خودت نیستی جانشین می فرستی..؟؟!!

هیون: اون از برنامه ی دیروز که خواهرت واسمون گذاشت اینم از امروز که خودت اجراش میکنی

مینا: تقصیر من نیست...ااون بدون اجازه اینکارو کرد

یونگی: گذشته ها گذشته...بس کنین دیگه...باید به فکر آینده بود....حالا هم که خودت اینجایی خیلی خوشحالم!

هیون: خواهش میکنم برنامه های جدیدو همین الان بهمون بده...همینجوریش کلی از کارامون عقب افتاده وای به حال اون وقت که شما یادت بره بهمون برنامه بدی....

بچه ها تا ساعت 1 داشتن تمرین میکردن...بعد از اینکه دوش گرفتن رفتن توی کافی شاپ تا یه چیزی بخورن

جونگی: من میرم وسایلمو از توی سالن بیارم....شما برید من میام....

جونگ مین وسایلشو برداشت داشت از رختکن میومد بیرون که صدای در سالنو شنید...پشت دیوار قایم شد...مینا اومد توی سالن داشت دنبال بچه ها میگشت که یهو جونگ مین با یه صدای بلند پرید جلوش...مینا یه جیغ بلند کشید بعد هم افتاد دنبال جونگ مین...

مینا: برو گمشو احمق بی شعور....مگه مرض داری...اگه من تمام برنامه های تورو کنسل نکردم....

جونگی: این به عنوان شب بخیر بود...خداحافظی هنوز مونده...

مینا: این دیگه چه وضعه شب بخیر گفتنه...

جونگی: مدل جدیده....تازه اومده تو بازار...خیلیم گرونه...تازه به هرکسی هم نمیدن...

مینا: بخوره تو سرت خنگول...

با این حرف مینا جونگی دنبالش کرد...هی دور سالن میچرخیدن که یونگی اومد...

یونگی: جونگ مین...داری چیکار میکنی؟؟ بیا ما داریم میریم...

جونگی: حیف که باید برم....وگرنه میدونستم باهات چیکار کنم....

××××××××××

خب اینم از قسمت 16....

تا قسمت بعدی بای بای

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
sahar

جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ.اون چیه؟؟؟[تعجب] ووووی میترسم[وحشتناک] یونگی بتکون خودتو.جییییییییییییییییییییغ[زودباش]...[عجله] قاطی کردم.معصومه ایییییییییییییییییییی,اون عرقبه رو بتکون خو.من میترسسسسسسسسسسسسم[اضطراب]

sahar

وووی خدا چه جونگمینی عسلی شده اینجا.تو عکسو میگما.....هائه منم خیلی عسلیههههههههههه.همیشه موخورمش[خجالت][خوشمزه][بغل] وبت خیلی باحاله خانمی.همونجور که قبلا گفتم,عاااااااااااشق دابل اسم[راک]

Setayesh

سلام،این قسمتم مثل همیشه عالی بود[تایید](این قسمتو خیلی وقت پیش خونده بودم ولی الان دارم نظرمی زارم)بدو،بدو.زودتر قسمت بعدی روبزار.خیلی بدیا.توی وبت هریه روزدرمیون مطلب میزاری بعدبه اینجاکه می رسه فاصله ی یک قسمت تاقسمت بعدی مثل فاصله ی ژوراسیک و پرکامبرینه.بدودیگه.بای[خداحافظ]

مهدیس

بازم سیلام[نیشخند][ماچ] اجیییییییییییییی[تعجب]چرامدتی که مسافرت بودم ارهرداستان فقط یه پارت گذاشتین[ناراحت]وووووووویییییییییی اجی دلم داستان میخواد[گریه]

مهدیس

اجییییییییییییییییییییییییییی چرااینقدر این قسمتش کم بود[ناراحت] این مینا خانوم هرچی ازدهنش دراومد به داداچم گفتا[ابرو][ابرو] وووووووویییییییییییی راستی اجی این اهنگه چیه رووبته خیلی باحاله[خنده][خنده]کلی خندیدم[خنده][نیشخند]

فاطمه

خیییییییییییییییییییییلی با مزه بود! من از رو هر قسمت چند بار میخوانم و همیشه منتظرم تا تو قسمت بعدیو بگذاری منتظرم نگذاریا! موفق باشی

فاطمه

سلام زیر پام درخت قرمه سبزی سبز شد!!!!!! پس گلم کی میذاری؟؟؟؟؟؟؟!!!! [ناراحت][ناراحت][نگران][گریه][گریه][گریه] همچنان منتظر میمانم آه!

shiva

باحال بود منتظر ادامش هستم