love 4 ever part 2

Part 2

مینا:تو که تا دیروز داشتی غش می کردی حالا چی شده؟؟؟

با صدای داد بابا هر دو پریدیم...

بابا:شما کجایین؟؟؟ بیاین دیر شد...

مینا:بابا عجله کن بیا بریم دیگه... ادا اصول در نیار...

من:پس باید به خاطر این حرفت همه وسایلمو تا پایین بیاری... من میرم عجله کن منتظریم...

مینا:خوبه تا حالا نمیخواستی بیای...

من:چی گفتی؟؟؟

مینا:با تو نبودم داشتم با خودم حرف می زدم...

من:آها... میگم...

وقتی رفتم پایین به مامان گفتم...

من:مامان من میرم برای آخرین بار خرمالو بکنم...

رفتم بالای درخت به تعداد خودمون خرمالو کندم(البته همشو برای خودم کندم)... از اون بالا هم با پسرهمسایمون خداحافظی کردم... این کار همیشگی من بود که از روی کرم همیشه واسش دست تکون میدادم... حالش خیلی گرفته بود از رفتنمون ناراحت بود...

 واسش دست تکون دادم و به سرعت از درخت پریدم پایین... بالاخره با کلی دنگ و فنگ مینا تونست منو ببره فرودگاه بعد از خداحافظی سوار هواپیما شدیم توی راه فقط من حرف زدم و اونا خندیدن نمیدونم چرا چیز عادی هم می گم اینا میخندن؟؟؟ فکر کنم مرض خنده گرفتن...

..... با صدای خلبان به خودمون اومدیم که می گفت همه سر جاهاشون بشینن کمربندهاشونو ببندن... مثل اینکه داریم فرود میایم اصلا باورم نمیشه... مینا خیلی خوشحاله، مینو و مهراوه هم که از حالا به فکر خرید کردنن...

توی فورودگاه منتظر بودیم تا بیان دنبالمون همچنین بابا از قبل همه چیزو برنامه ریزی کرده بود خیالمون از همه چیز راحت بود...

نشسته بودیم که یک نفر اومد به ما خوشامد گفت و خودش رو معرفی کرد... سلام من مدیر لی هستم... از آشنایی با شما خوشبختم... مینا خانوم کدومتون هستین؟؟؟

مینا:من مینا هستم...

من(در گوش مینا گفتم):حالا نمی شد نگی یکم حالشو می گرفتیم...

مینا:به هر حال که نمی تونن تشخیص بدن...

مدیر لی:من شما رو میرسونم به خونتون...

رو به مینا گفت:فردا صبح راننده میاد دنبالتون تا شما رو ببر به محل کارتون

همه سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم... هممون داشتیم شهرو نگاه می کردیم... ساختمونای بلند با چراغ های روشن... خیابون های شلوغ... انسان های متفاوت که چهرشون یکم عجیب بود ولی انگار همشونو می شناختم اصلا احساس غریبی نمی کردم... چه جای باحالیه... محو تماشا شده بودم که دیدم مینا میزنه رو دستم و بلند بلند می گه مانیا مانیا...

من:چی شده چرا حول کردی؟؟؟

مینا:اون برج رو ببین بلندترین برج اینجاست...

من:واقعا زیبا است

مینا:چرا کتابی صحبت می کنی؟!

مینو:نویسندمونو چیکار داری جو گیره...

رسیدیم یه ساختمون نسبتا بلند که 5 طبقه بود کنار ساختمونمون یه کافی شاپ خیلی بزرگ داشت به خاطر همین اون جا محوطه ی خیلی شلوغی بود... مدیرلی راهنماییمون کرد... یه اپارتمان سه خوابه با یه اشپزخونه ی بزرگ و یه حال که چند تا پنجره بزرگ داشت که به راحتی می شد بیرونو دید...مینو و مهراوه هر کدوم یه اتاق برداشتن مینا هم داشت می رفت اون یکی اتاق که گفتم...

من:هی کجا... پس من چی حتما باید روی کاناپه بخوابم؟؟؟

مینو:نه عزیزم تو و خواهر جون جونیت با هم می خوابین...

من:ممنون از راهنماییت... خیلی فکر کردی تا اینو بگی؟؟؟ وقتی پای راحتی شما میاد وسط ما جون جونی میشیم؟؟؟

مینا:خیلی دارین از این قضیه سو استفاده می کنین...

من:مهراوه خانوم لطفا اتاقو خالی کن  اون اتاق بزرگ تره بهتره مال ما 2 تا باشه...

من ومینا با کلی دعوا انداختیمش بیرون... بعد هم مینا جون فورا خوابید تا صبح زودتر بیدار شه و صورتش هم پف نکه.آخه این آدم خوابالو رو کی میتونه ساعت 6 صبح بیدار کنه؟؟؟ در همین فکرا بودم که متوجه تراس بزرگی که توی اتاقمون بود شدم... درو که باز کردم دیدم کلی گلدون توش چیده شده که گل های خیلی خوشگلی داشت از اون بالا همه چیز دیده می شد با اینکه ساعت از 12 هم گذشته بود اما خیابونا هنوز شلوغ بود خیلی خسته بودم رفتم که بخوابم... صبح ساعت 6 با صدای ساعت مینا بیدار شدم...

من:اونو خفش کن احمق... تو می خوای بری سر کار واسه چی ما رو زابرا می کنی؟؟؟

مینا:باید از این به بعد سحرخیز باشی...

من:جدی می گی؟؟؟ الان بهت نشون می دم...

یه لگد زدم به پشتش و گفتم:دیگه صداتو نشنوم زودتر برو گمشو...مینا با آه و ناله و البته کلی غرغر رفت...وای اولین روز کاریشو چه جوری شروع کردم؟؟؟ بازم عذاب وجدان گرفتم... نه بابا حقشه تا اون باشه منو بیدار نکنه... حالا مگه من خوابم می بره؟؟؟

شرکت

آقای لی:سلام منتظرتون بودم بفرمایید... من از طرف شما با شرکت صحبت کردم وشرایط شما رو گفتم قرارداد هم حاضره فقط باید امضا کنین... اول بریم قرارداد رو امضا کنید بعد با بچه ها آشنا می شید...

مینا:می تونم بدونم با چه گروهی قراره کار کنم؟؟؟

مدیر لی:البته... یه گروه...

اینم از قسمت دوم...

منتظر نظراتونم....

بای باییییییبای بای

/ 1 نظر / 5 بازدید
samar

are azizam man kheily khosham umade.dust daram baghisho bekhunam.mamnun.anio